تبليغاتX
بودا

بودا

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را

گربه‌‌هه اینجاست غمگین و کسل
دارد این سی ساله کلی درد دل
 
گربه خیلی قتل و غارت دیده است
دزدهای با مهارت دیده است
 
دزدهائی دیده اسم و رسم‌دار
جمله‌شان با احترام و اعتبار
 
نیم تن سنگینی عمامه‌شان
چند تن تاراج در برنامه‌شان
 
دزدهائی نیز کاپشن بر تن‌اند
دزد سوزن سارق تیرآهن‌اند


 

می‌رود در جیب آنها پول نفت
یکقران از دست آنها در نرفت

گربه دیده در ره خود دام‌ها
دام‌گستر حجت‌الاسلام‌ها
 
دیده هرکس صحبت از دین می‌کند
مال مردم را به خورجین می‌کند
 
دیده هرکس می‌زند حرف از خدا
می‌برد از بهر خود سهمی جدا

 


گربه‌هه این هفته غمگین‌تر شده
غصه‌اش در سینه سنگین‌تر شده
 
گربه بیداد فراوان دیده است
خون بر آسفالت خیابان دیده است


گربه دیده ملتی با رأی و هوش
بهر رأی خود برآورده خروش
 
گربه دیده بچه گربه مثل شیر
نیست پروایش ز باتوم و ز تیر
 
گربه دیده دولتی ملت ستیز
تیغ خود از بهر مردم کرده تیز

پس چنین حیران و سر در گم شده
در غم از غمگینی مردم شده
 
گربه جان! حیف است که باشی غمین
گربه جان غمگین مشو لب ورنچین
 
این جوانانی که فرزند تو-اند
بچه گربه‌ها که دلبند تو-اند
 
باکشان از دشمن چون موش نیست
مشعل ما شعله‌اش خاموش نیست
 
تا برآورده است این ملت خروش
رفته بالا قیمت سوراخ موش

***                 



گربه حالش خوش نبود این چند روز
یک کمی افسردگی دارد هنوز
 
داشت از آن جمعه کلی دلهره
دیده بود انگار لولوخورخوره!
 
صحنه‌ی بد بسکه دیده طفلکی
رنگ از رویش پریده طفلکی
 
با همه احوال شیطان و بلاست
جان او با این حوادث آشناست
 
گربه دیده رنگ وارنگ انقلاب
چاپ گشته قصه‌هایش در کتاب
 
دیده خونخواران کوچک یا بزرگ
مثل کفتار و شغال و خرس و گرگ
 
غول‌ها دیده سراسر ادعا
ادعاهاشان از اینجا تا خدا
 
گربه رفته با تمام کوچکی
بیخ گوش غول بسته شیشکی!
 
گفته این ملت ندارد حس ترس
تو ولی از خشم این ملت بترس
 
گفته این ملت نجیب است و صبور
کرده از بالا و پائین‌ها عبور
 
از شما گنده‌ترش را دیده است
گاه جا هم خورده و ترسیده است!
 
لیک بعد از یک دو روز از ماجرا
گفته چی؟ گفته کجا؟ گفته چرا؟
 
برده هر رجاله را زیر سوال
پس زده بر خانمانش ضدحال
 
کرده خالی زیر پای حضرتش
بروصیت هم نداده مهلتش


 

بچه‌ها این گربه‌هه ایران ماست
با متانت،‌ پرتوان؛ درد آشناست

بارها خونش به خاکش ریخته
خاک او با خون او آمیخته
 
پس شده ساروج پوشاک تنش
سخت باشد در ستوه آوردنش
 
گاه می‌بینی اگر بنشسته پس
می‌رود تا تازه‌تر سازد نفس!
 
می‌رود تا پرتوان و پرخروش
از کنار خود بتاراند وحوش
 
گربه‌ی ما فارغ از جنگ و جهاد
اهل صلح است اهل عدل است اهل داد
 
گربه‌ با لفظ «بشر» جانش خوش است
گربه‌ی ما یادگار کورش است
 
بچه‌ها این نقشه جغرافیاست
بچه‌ها این گربه اسمش پرشیاست!
 
بچه‌ها این، خانه‌ی اجدادی است
گشته ویران تشنه‌ی آبادی است
خسته از شلاق استبدادی است
مرهم دردش کمی آزادی است
بچه‌ها، این کار فردای شماست
+ نوشته شده در  Fri 3 Jul 2009ساعت 22:1  توسط   | 

ترجمه سخنان اوباما در مورد عنتری نجات

این مرتیکه ک.س خله ...حرفهاشو جدی نگیرید.... مرتیکه کور هم هست نمی بینه تو ایران چه خبره و چطوری مردم ایران رو دارن میزنن و میکشن.
+ نوشته شده در  Sat 27 Jun 2009ساعت 0:22  توسط   | 

ندامت نامه­ای از مسعود ده­نمکی

ندامت نامه­ای از مسعود ده­نمکی
چه سخت است که بخواهی از ننگ بر پیشانی سخن بگویی اما واژگان را کم داشته باشی. چه سخت است که بخواهی از دیروز صحبت کنی اما این گمان را داشته باشی که چه زود دیر شده است. چه سخت است که بخواهی از زرخرید شدن خود سخن به میان آوری و قطرات شرم را بر پیشانی خود ببینی. هرگز عبدالحسین الله کرم را بخاطر دعوتش از من در تشکیل گروه انصار حزب الله و عضویت در کادر مرکزی آن که بعدها به گروه فشار در میان عموم مردم شهره گشت، فراموش نمی­کنم. در گام­های نخست تأسیس و دیدار با رهبر معظم انقلاب این گمان را داشتم که در مسیری علی­وار ورود یافته­‌ام. اما هنگامی که خون کشته‌­شدگان حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر را بر پیراهن خویش دیدم، مرحله تردید را در خویش بازیافتم. ماجرای قتل عام درمانی تیم سعید امامی و انقلاب فرهنگی و هنری و سیاسی او همه شبهات ذهنی­ام را از این که، من یک فاشیست تمام عیار شده­ام زدود. نمی­دانم شاید این ساعت دیوانگی من است که این سطور را می­نگارم. در مصاحبه با کریستین امانی­پور من به صراحت از عملکرد فضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و ماشین آدمکشی آن به طرز وقیحانه­ای حمایت نمودم. کاش هرگز زاییده نمی­شدم تا شاهد شلیک مرگبار مهدی صفری تبار به چشم و جمجمه ابراهیم عزت­نژاد در حادثه کوی دانشگاه باشم. کاش از مادر، بی­دست متولد می­گشتم تا توان حمل زنجیر و قمه نمی­یافتم و از این رو ضربات غیرانسانی بر بدن فرزندان این خاک و مرز و بوم نمی­نواختم. کاش در همان روزنامه دگم و کج­اندیشانه یالثارات الحسین می­ماندم و قصارات نگارشی خویش را ادامه می­دادم. کاش هرگز فیلمساز نمی­شدم تا چشم شیشه­ای سینما این چنین رسوایم سازد. خداوندا تو را به کرمت سوگند می­دهم که روسیاهم مساز. تو را به جمال واسعت قسم می­دهم که دل شکسته­‌ام را مرحم باش. در ازای گناه گذشته­‌ام در این زندگانی فانی، شماتت و عقوبتم کن تا سبکبالی روان و روح را حس نمایم. بنده مسعود ده­نمکی در پیشگاه ملت سوگند یاد می­کنم که حامی مظلومان و دل­سوخته­‌گان ایران زمین باشم و از عملکرد تیره و نابخردانه خویش در گذشته و همکاری و عضویت­ام در گروه انصار حزب­الله و فشار اعلام برائت و پشیمانی می­نمایم و رفتار دیکتاتوری حاکمان امروز ایران را که با زبان دین و ائمه اطهار اقدام به دروغ­پردازی می­نمایند و کاخ­های قارونی از جواهر برای خاندان خویش می­سازند را محکوم می­نمایم. نفرین ابدی خداوند بر نظام توتالیتر و ماکیاولیستی حاکمی که امروز در ایران به شکل انفرادی خویش را ولی نعمت همگان می­داند و خود را بر تارک ولی امر مسلمین جهان نهاده است. سربازان گمنام واقعی امام زمان را در شرایط کنونی به اجرای عدل و همدلی با مردم دعوت می­نمایم و از آنان تجدیدنظر در ایدئولوژی شخصی و هسو با مصلحت واقعی مردم ایران را خواهانم. رفتاری که بنده به عینه در یک دوست هم­اکنون یافته­ام. جناب آقای علیرضا شیرازی مدیر محترم سایت بلاگفا از مصادیق دوستان عزیز و صالحی است که در چند سال گذشته همکاری گسترده­ای با تشکیلات امنیتی و اعضا وابسته به وزارت اطلاعات داشته است. لذا در شرایط حاضر در روند همکاری خویش با دوستان امنیتی تجدیدنظر جدی­ای را انجام داده است و تبدیل به اسوه و الگویی برای حقیر و سایر اعضا شبکه امنیتی انصار حزب الله و بچه­های معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران گشته­اند.از این که در زمان حاضر دست حقیر بسته­تر از آن است که توانایی انجام کاری جهت آزادی بیان مردم ایران داشته باشم سخت دلتنگ و رنجیده­‌خاطرم. از آن که با ابزار سینما نمی­توانم صدای واقعی ملت ایران را به جهانیان برسانم، سخت افسرده­حالم. از آن که آیات عظامی همچون آیت­الله حسین­علی منتظری از بیان اظهارنظر آزاد محروم گشته­اند، سخت نادمم. از عزیزان و دست­اندرکاران سینمای ایران بواسطه ساخت سفارشی و اجباری و حمایت مالی­شده پروژه اخراجی­ها از سوی نهادهای رسمی وابسطه به سپاه­ پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات، ابراز شرمندگی می­کنم. تمامی تلاش خویش را بکار خواهم گرفت که در حرکتی عادلانه و مردمی پروژه اخراجی­های 3 را به شکل مستقل و غیرسفارشی تولید نمایم.از همه عزیزان به جهت اعتماد به این حقیر نهایت امتنان را دارم و در همین لحظه اعلام می­دارم که مرگ بزرگترین حق خالق بر مخلوق است. لذا مرگی که بدست مخلوقی بر مخلوق دیگر تحمیل گردد، اوج بی­عدالتی و ذلت است. حقیر را از مرگ و ترور خوفی نیست و امیدوارم با ارائه بخشی از ناگفته­های زندگی­ام، خویشتن را در بستر زمان تطهیر ساخته باشم. مرگ و فنا بر حکومت و حاکم انحصارطلب و مستبد.مسعود ده­نمکی1 تیرماه 138822 جولای 2009

+ نوشته شده در  Mon 22 Jun 2009ساعت 21:30  توسط   | 

خامنه ای خوب نگاه کن . قدرتش بیش از تو بود. علیل هم نبود
+ نوشته شده در  Sun 21 Jun 2009ساعت 12:36  توسط   | 

فوري/بيانيه شماره 5ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند

۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  Sat 20 Jun 2009ساعت 15:29  توسط   |