تبليغاتX
بودا

بودا

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را

بی فرهنگ ترین وزیر فرهنگ جهان

در روز بیست و سوم تیر ماه 1385 وبلاگ نویسی که گویا به جلسه سخنرانی اکبر گنجی در دانشگاه سواس لندن برگزار شد رفته بود مطلب زیر را بر روی وبلاگش منتشر کرد:

از ایستگاه متروی راسل سکوئر که بیرون می آیم ، عطا الله مهاجرانی را می بینم که با دو نفر گرم صحبت است. رد می شوم و به سمت سالن سوآس دانشگاه لندن قدم می زنم. جلسه بسیار شلوغ است و سالن گنجایش این جمعیت را ندارد. همۀ صندلی ها پر هستند. شانس می آورم و یک جا گیرم می آید.  (1)

آقای سید عطاء الله مهاجرانی از نوادگان پیامبر اسلام مدتی است برای "تحصیل" به انگلستان رفته اند و در آنجا به همین کار مشغول هستند. البته نمیتوان از مطلبی که وبلاگنویس نوشته است فهمید که ایشان در آن جلسه حضور داشته اند یا نه ولی دست کم میتوان فهمید که ایشان در آن حوالی بوده اند و مشغول صحبت کردن نیز بوده اند. آقای مهاجرانی که مدتی وزیر فرهنگ دولت سید محمد خاتمی از دیگر نوادگان پیامبر اسلام بوده اند و پیش از آن نیز مسئولیت هایی در نظام خلافت اسلامی داشته اند بی فرهنگ ترین وزیر فرهنگی است که من میشناسم. مدتی است میخواهم مطلبی در مورد این شخص بنویسم اما فرصت آنرا پیدا نمیکنم و از طرفی علاقه ندارم به مسائل سیاسی وارد بشوم، شاید هم منتظر بودم که دیگران چنین مطلبی را بنویسند اما گویا کسی حواسش به این شخص و گذشته او نیست.

ماجرای من با آقای مهاجرانی از آنجا آغاز شد که من در سال 1378 در حالی که از دبیرستان بازمیگشتم به میدان انقلاب رفتم تا ببینیم میتوانم کتاب آیات شیطانی را از دستفروش ها بخرم یا نه. از چندین دستفروش راجع به این کتاب پرسیدم، برخی از آنها گفتند که این کتاب را ندارند و برخی گفتند که بچه جان این سوال را نکن میگیرن اعدامت میکنند مگر دنبال دردسر میگردی؟ خلاصه اینکه به دستفروشی شهرستانی که چند کتاب قدیمی از صادق هدایت در کنار آدامسها و سیگارهایش میفروخت رسیدم و از او که جوانی با سر و وضع بسیار نامناسب بود در مورد کتاب پرسش کردم. او گفت که این کتاب را دارد، به پیرمرد همکارش که بساطی در نزدیکی وی پهن کرده بود گفت که مواظب آدامسها و سیگارهایش باشد تا او برود و برای من کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی را بیاورد. مدتی گذشت و در آن سرمای زمستان من کم کم داشت صبرم تمام میشد اما دست یافتن به کتاب آیات شیطانی در آن زمان برای من خیلی اهمیت داشت، این بود که نیم ساعتی صبر کردم تا آن جوان با تبسمی حاکی از موفقیت بر گوشه لبانش بازگشت و به من گفت که پنج هزار تومان بده. من که انتظار داشتم قیمت این کتاب بیش از اینها باشد با خوشحالی پنج هزار تومان به آن جوان دادم، آن جوان گفت حالا دنبال من بیا تا کتاب را بهت بدهم، او مرا به گوشه ای خلوت در انتهای یک پاساژ برد، یواشکی دست در کاپشن رنگ رفته و پاره خود کرد و کتابی آبی رنگ را در آورد و گفت قایمش کن که نگیرنت! من که کتاب برایم آشنایی داشت شوکه شدم و گفتم این کتاب که آیات شیطانی نیست! این نقد آیات شیطانی نوشته عطاء الله مهاجرانی است، و کتابی آزاد است و قیمت آن 750 تومان است. آن جوان چهره اش در هم رفت و چند فحش خواهر و مادر به زبانی که من فقط میتوانستم نام دستگاه تناسلی زنانه را از آن درک کنم نثار آقای مهاجرانی و کسی که کتاب را به او داده بود کرد و گفت من فقط همین رو دارم، نمیخواهیش بیا پولت را پس بگیر!

من که از یافتن کتاب نا امید شده بودم به آن جوان گفتم که میخواهمش ولی به قیمت پشت جلد و بعد از توافق کتاب را از او گرفتم و روانه خانه شدم. آری کتاب آقای مهاجرانی که در آن دوران 18 بار چاپ شده بود و اکنون احتمالاً بسیار بیشتر از آن چاپ شده و آقای مهاجرانی نمیتواند زیر آن بزند اینگونه به دست من رسید. آقای مهاجرانی کتابهای خوبی نوشته است، معلوم است که برای کتابهایش بسیار تحقیق میکند و زحمت میکشد اما یک نویسنده پرکار تروریست و وحشی، همچنان منطقاً یک آدم تروریست و وحشی است، هرچند پرکار و زحمت کش هم باشد. در میزان انسانیت عطاء الله مهاجرانی همین بس که یکی از فلاسفه و علما و انسانگرایان بسیار حجیم و خوشنام یعنی آیت الله شیخ صادق خلخالی در یکی از آخرین مصاحبه هایشان در مدح ایشان گفته اند "راه عطا الله مهاجراني، اين سيد جليل القدر، يكي از بهترين راه هاست." (2)

اگر تابحال ایشان را نمیشناخته اید شاید زین پس بدانید که چرا این سید بزرگوار اینقدر جلیل القدر هستند. آقای مهاجرانی فصل چهارم و پنجم کتابش را تماماً به دفاع از حضرت امامش از فتوای قتل سلمان رشدی پرداخته است و تلاش کرده است تا نشان دهد تمامی ادیان و مذاهب معتقدند که کسی که به دین توهین میکند را باید کشت. ایشان اینگونه بحث را آغاز میکنند:

گفته اند بهترین دلیل برای هر چیز وقوع آن است. "آفتاب آمد دلیل آفتاب". بهترین دلیل بر اینکه فردی مثل سلمان رشدی از دیدگاه اسلام باید به قتل برسد، وضعیت کعب بن اشرف است که مشابه سلمان رشدی بوده است. (3).

و بعد به شرح اینکه چگونه پیامبر اسلام تروریست های خود را میفرستد تا با دروغ کعب بن اشرف را شبانه از خانه اش بیرون بکشند و سر او را ببرند میپردازد و نتیجه میگیرد که از نظر اسلام باید بر سر سلمان رشدی هم چنین بلایی آورد (4)، بعد هم به نقل احادیث بسیار مختلف و معتبری از اجداد آدمکش و فرومایه اش میکند و نتیجه میگیرد که کسی که سب نبی کند باید حتماً کشته شود، بعد به بررسی نظرات مذاهب مختلف دین ضاله اسلام در این مورد میپردازد و بعد هم به کتاب مقدس، اوستا، کتابهای آیین هندوئیسم و غیره میپردازد و میگوید:

بیش از یک میلیارد مسلمان، سفینه جان هرکدام با آهنگ آیات قرآنی که از زبان پاک پیامبر اسلام جاری شده، حیات یافته و در حرکت است. آیات قرآن، زندگانی پیامبر، پیامبران خدا و... همگی آنچنان سرشار از لطف و صفا و پیراستگی است که غباری از نبایدها در زندگی آنان نیست. حال اگر یک نفر پیدا شود و همه این ارزشها و مقدسات و زیبایی ها و مهر و فداکاری و امید را سیاه و آلوده کند، کار او از آن که کشتی را سوراخ میکند پر مخاطره تر نیست؟ به ویژه اینکه همه مقدمات و موخرات کار نشانه های توطئه محاسبه شده را به همراه داشته باشد؟. (5)

با این جملات زیبا اما خونبار او روشن میکند که از نگر دینی، قطعا باید سلمان رشدی را کشت. او در ادامه توضیح میدهد که حتی از نگر غیر دینی و سکولار نیز شخصی همچون سلمان رشدی باید مجازات شود:

دندان پوسیده را تنها بدین خاطر که منشاء درد است نمی کشند. دندان پوسیده غذا را آلوده میکند. ممکن است پوسیدگی و آلودگی دندان آنچنان عمق پیدا کند که انسان را نابینا کند و چه کسی در کشیدن چنین دندانی کمترین تردیدی دارد؟

فتوای خمینی شکستن چنین دندانی در دهان غرب بود. دهانی که به جویدن ارزشها و مقدسات اسلامی پرداخته بود... (5)

در ادامه وی با زبانی شاعرانه و آراسته به گل و بلبل تلاش میکند از مجازات کسانی که به اسلام توهین میکنند تصویری زیبا و شاعرانه بسازد، بگونه ای که هم کیشان آدمکشش اگر قصد آن کردند که سر سلمان رشدی را همچون سر کعب بن اشرف ببرند احساس گناه نکنند و یاد گل و بلبل های آقای مهاجرانی این بی فرهنگترین وزیر فرهنگ آدمکش و تروریست بیافتند و قوت قلب بگیرند و بعد هم مینویسد که فقط این مطالب را نخوانید! به آن عمل کنید!

حدود 50 سال پیش امام خمینی مطلبی را نوشته اند و بر صدر آن قید کرده اند که بخوانید و بکار ببندید نه اینکه بخوانید و بدهید دیگران بخوانند! (6)

آیا آقای مهاجرانی برای عمل به این وظیفه دینی خود به انگلستان رفته است؟ یا شاید رفته است تروریست تربیت کند که آنها برایش اینکار را بکنند. جالب است که این تروریست ددمنش تازه از روشنفکران دینی به شمار میرود و اسلامگرایان آدمخوارتر او را به مسامحه و سوسولگرایی بیش از حد محکوم میکنند، یعنی از میان اسلامگرایان بافرهنگترینشان این بی فرهنگ است. گمان نمیکنم هیچ وزیر فرهنگی به بی تمدنی مهاجرانی تابحال به منسب مدیریت فعالیتهای فرهنگی یک کشور گذاشته شده باشند. مگر سایر وزرای فرهنگ همین نظام آقا امام زمان. البته نباید فراموش کرد که وزارت فرهنگ در ایران تنها وزارت فرهنگ نیست، بلکه ارشاد اسلامی را نیز به این وزارت چسبانده اند، لذا این اعمال تروریستی و وحشیانه همانا میتوانند جزوی از وظایف یک وزیر فرهنگ باشند و چندان جای تعجب نیست اگر یک تروریست خبیث وزیر فرهنگ بشود زیرا او وزیر ارشاد اسلامی هم هست.

 پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که این شخص با چنین افکار پلید و تروریستی چگونه میتواند در انگلستان باشد؟ چند وقت پیش یکی از هم میهنان 37 ساله مان به نام سعید سمری که فرزندانی نیز داشت پس از اینکه دولت دانمارک تقاضای پناهندگی او را رد کرد، تصمیم گرفت تا خود را بکشد اما به دولتی که اسلامگرایان آدمخواری همچون مهاجرانی آنرا ساخته اند و برپا داشته اند بازنگردد (6)، با اینحال دولتهای غربی به چنین افراد خطرناکی و آدمخواری به این آسانی اجازه حضور در کشورهای متمدن جهان را میدهند؟

پرسش برای پلیس انگلستان باید این باشد که این تروریست پلید در انگلستان چه میکند؟ گویا ایشان در کانون توحید که احتمالا از مراکز پرورش تروریست های جوان در لندن باشد نیز فعالیت میکند. آیا پلیس انگلستان از ماهیت این شخص آگاه است؟ آیا چنین دایناسوری باید در همان کشوری که سلمان رشدی زندگی میکند آزاد زندگی کند؟ آیا غرب به چنین تروریست هایی اجازه فعالیت میدهد؟ یا شاید هم آقای مهاجرانی آدم شده باشند، از ایشان پرسش میکنم، آقای مهاجرانی آیا شما آدم شده اید یا هنوز آدمخوار هستید و معتقدید سلمان رشدی باید کشته شود؟ آیا بودن در غرب شما را اندکی متمدن تر کرده است؟ البته من بعید میدانم در مغز چنین تروریستی بتوان به سادگی چنین تغییراتی بوجود آورد. وظیفه انسانی ما است که دست به دست انسانهای دیگر بدهیم و چنین انگل های اجتماعی را در قفس کنیم تا آزادی آزاد بماند.

از تمام هم میهنانی که ابزار اطلاع رسانی دارند یا صدایشان به جایی میرسد و میتوانند این تروریست آدمخوار را تحت پیگرد قانونی قرار دهند خواهش میکنم چنین کنند و اینگونه به جهانیان نشان دهند که چنین تروریست هایی در قشر غیر اسلامگرای جامعه فرهنگ دوست ایرانی نیز مطرود و مورد تنفر و انزجار هستند. دولت انگلستان همچون دولت هر کشور متمدن و آزادی وظیفه دارد از آزادی اندیشه و جان دگر اندیشان دفاع کند و چنین تروریست هایی اینچنین را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. بسیار خوب است اگر این مدارک به انگلیسی ترجمه شوند، در دسترس عفو بین الملل، دفتر سلمان رشدی نویسنده آزاد اندیش و بزرگی که با یک کتاب توحش اسلامگرایان را دوباره نشان داد و همچنین پلیس انگلستان قرار گیرند.

+ نوشته شده در  Mon 7 Aug 2006ساعت 22:50  توسط   |